رسوایی جلوی خاله که به کشید

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

خیلی دوسش داشتمو دارم.خیلی خوشگلو ناره.همیشه تو خاطرک باهاش حال میکردم.تا صبح به عشقش با خودم ور میرفتم.این معنیش این نیست بی غیرتم.نه.اما این شهوت....!30سالشه.چند سال پیش ازدواج کرد.اما بعد از اینکه فهمید شوهرش مریضیه جدی ای داره طلاق گرفت.کلا من با خاله هام صمیمی ام.این یکی خیلی بشتر.خودش تنها زندگی میکرد.هرکاری بهش کردیم حاظر نشد بیاد پیش ما.عوضش شبا یکی از نوه ها میرفت پیشش میخوابید.منم نوه ی بزرگ ام.اگه کسیم کاری واسش پیش میومد من میرفتم.یه شب حدودا7-8 بود که رفتم اونجا.کلید داشتم.رفتم داخل اما کسی نبود.زنگ زدم خالم.گفت شام دعوتم پیش یکی از دوستام.منم از خدا خواسته!!رفتم به فیلم دیدن پای ماهواره.یک ساعت فیلم دیدن ادمو مجبور میکنه خودشو خالی کنه.خالی که شدم مثل همیشه هنسوری گذاشتم تو گوشم که یکم بدنم از سستی در بیاد تا هم خودمو جم و جر کنم هم ماهواره رو جمع کنم که خالم مشکوک نشه.چشمتون روز بد نبینه.چشمامو که واکردم خالمو دیدم!!!!حالا چی کنم!ماهواررو جمع کنم یا دسمالا اب ی یا خودم که پا تلویریونم!!!!کپ کردم.برعکس همیشه خیلی جدی گفت برو لباساتو بپوش تا همینجوری پرتت نکردم بیرون.خونه منو کردی مکان واسه...دیگه چیزی نگفت!
داشتم لباس میپوشیدم که خالم گفت بیا بشین اینجا کارت دارم.رفتم روبروش روی یه مبل تک نفره نشستم.گفت چند وقته.سرم پایین بود.جواب دادم 3ساله.گفت واسه چی؟خجالت نمیکشی؟بدبخت فردا زنت چطور یه اشغالیو مثل تو تحمل کنه.اونم ادمه خوب.نباز داره و تو باید براوردش کنی.گفتم چی کنم اخه.زن که نمیشه بگیرم.فوق العاده هم داغم.تو میگی چی کار کنم.یکم موند.بعدش گفت کمکت میکنم به شرط اینکه هرچی گفتم بگی چشم.گفتم یعنی به کسی نمیگی؟گفت نه.جریان دوست دخترهامو میدونست.خودم بهش میگفتم تا اگه گیر افتادم یکی نجاتم بده.اما این مسئله چیزی دیگه بود.خیلی خوشحال شدم.رفتم سمتش که ببوسمش.گفت مگه قرار نشد حرف حرفه من؟گفتم چرا.گفت اینم اولین امتحان.میخوای ببوسی ببوس.اما پاهامو!!!تعجب کردم.اما چاره ای دیگه نداشتم.لبامو بردم نزدیک و انگشتاشو بوسیدم.بعد کردمشون تو دهنم تک تکو مکشون زدم.گفت کافیه.قبول شدی.گفت برو از سر خیابون یه اسپری بی حسی بگیر ببینمو زود بیا.اسپری اخه واسه چی؟گفت فوضولی موقوف!!!رفتمو اومدم.تو اتاق خوابش بود.یه اتاق متری با یه تخته یک نفره و یه میز کوچیک واسه ارایشش کنارش.وقتی وارد اتاق شدم دومین بار کپ کردم!!!با شرت و !!!!خواب میدیدم انگار.کسی که من عاشقش بودمو روزها با خوابشو تصورش حال میکردم....گفت بیا اینجا.دراز کشیده بود رو تخت.چشام چی میدیدن.یه و سفید رنگ...سینه ها گرد..باسن یکم درشت...بدن بدون مو!!!گفت میای از پاهام شروع میکنی لیس زدنو میای بالا...با سر رفتم.چون میدونستم دارم به ارزوم میرسم.انگشتاشو میکردم تو دهنمو مک میزدم.پاهاشو لیس میزدم.زبونمو میکشیدم رو پاهاشو باسنش.اروم شوتشو در اوردم...تو اسمونا بود..دورشو لیس میزدمو میبوسیدم.سرمو فشار داد به کسش.اره میخواست کسشو بخورم.با دوتا دستم یکم بازش کردم.یه کس سفید که یکم از چوچولش بیرون بود..یکمم مو داشت.اما بازم عالی بود.زبونمو میکردم توش تا جایی که میرفت.بعد زبون میکشیدم رو چوچولشو دونه دونه انگشت میکردم تو کسش.خودش شو زده بود پایینو با سینه هاش ور میرفت.منم یکم رفتم بالا.شکمشو لیس زدم...بین دوتا سینشو میبوسیدم.نوک سینه هاشو میگرفتم لا دندونو بعدش محکم مکش میزدم.رفتم بالا تر گفت خاله عاشقتم.لباشو اینقدر محکم گرفتم و مک میزدم که خودش هولم داد.شلوارمو در اورد.یکم اسپری زد به م.اگه بگم ابم نوک م بود دروغ نگفتم.پس با اسپری هم خیلی دووم نمیاورد.کردش تو دهنش.اما خوب ساک نمیزد.همش دندوناش میخورد بهش.فقط یه لحظه حال فوق العاده ای داد اونم وقتی تا ته کردش تو دهنش.تعجب نکنید.م 16سانته.پس میرفت تو دهنش.نشستم لبه تختو مو راست گرفتم.اومد نشست رو م.وای خداجون چه حالی میده...بی نظیر بود وقت م توی کسش بود.خیلی نمیتونستم بالا پایین کنم مو.خودش میپرید.منم سینه هاش که بالا پایین میشدنو لیس میزدم.بعد از چند دقیقه محکم بغلش کردمو لباشو بوسیدم.بعد درازش کردم روی تخت.صداش رفته بود بالا.خداروشکر داشت میشد.میگم خداروشکر چون منم داشت ابم میومد.داد میزد میگفت بکوب تو کسم.منم اول مو خوب چرخوندم تو کس نازش.بعدش سرعتمو زیاد کردم.بهو احساس کردم داخل کسش لزج شد.اره خاله ی خوشگلم شده بود.منم نتونستم لیزیه کسشو دیگه تحمل کنمو منم خالی کردم تو کسش.چند دقیقه تو بغل هم بودیمو جرفای ی میزدیم.بلند شدو گفت تا من میرم دوشی بگیرم از داروخانه سر خیابون قرص بگیر تا بدبختم نکردی.تو یک کلام بگم بی نظیر بود.بعد از اون بار یکی دوبار دیگه داشتیم.اما بار اول هیجانش بیشتر بود.از یه ترس وحشتناک به یه به یاد موندنی!!
این اولین داستانیه که مینویسم.ببخشید اگه خیلی خوب نبود.نویسنده::M.a.N.g


ãäÈÚ

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها